باغ اندیشه
$نیک اهنگ
$یک پزشک
$مزيدی
$عصیان
$ایتالیا، ایتالیا
$كمان‌گير فارسی
$گوش‌زد
$Robo
$سيبستان
$بامدادی
$مانيا
$ديده‌بان كوهستان
$مهار بيابان‌زايی
$توكا
$جمهور
$پيكوفسكی
$بائوبا
$تا دانه!
$1984
$ف.م.سخن
$چای داغ
$ديده‌بان محيط زيست
$کوهیار
$کمان‌گیر
$زنِ روزهای ابری
$ديده‌بان
$کلاغ نه پر
$یهودی ِ سرگردان
$ققنوس
$نامه‌های سوشيانت
$آیه‌های وبلاگی
$نارنجی
$آريوبرزن
$نکته‌ها و نقطه‌ها
$فرنگوپولیس
$حرف حساب
$جوجو
$پژواک
$قلم‌هایِ سرخ
$زمانه
$سیری چند؟
$آفرودیت
$بی بی سی
$بهنود
$پخش زنده
$روز
$دو در دو
$عصرانه
$بالاترين
$فن‌آوری اطلاعات
$جنگل‌بان
$تمدن
$کرگدن‌نامه



James Blunt
Goodbye My Lover

Did I disappoint you or let you down?
Should I be feeling guilty or let the judges frown?
'Cause I saw the end before we'd begun,
Yes I saw you were blinded and I knew I had won.
So I took what's mine by eternal right.
Took your soul out into the night.
It may be over but it won't stop there,
I am here for you if you'd only care.
You touched my heart you touched my soul.
You changed my life and all my goals.
And love is blind and that I knew when,
My heart was blinded by you.
I've kissed your lips and held your head.
Shared your dreams and shared your bed.
I know you well, I know your smell.
I've been addicted to you.

Goodbye my lover.
Goodbye my friend.
You have been the one.
You have been the one for me.

I am a dreamer but when I wake,
You can't break my spirit - it's my dreams you take.
And as you move on, remember me,
Remember us and all we used to be
I've seen you cry, I've seen you smile.
I've watched you sleeping for a while.
I'd be the father of your child.
I'd spend a lifetime with you.
I know your fears and you know mine.
We've had our doubts but now we're fine,
And I love you, I swear that's true.
I cannot live without you.

Goodbye my lover.
Goodbye my friend.
You have been the one.
You have been the one for me.

And I still hold your hand in mine.
In mine when I'm asleep.
And I will bear my soul in time,
When I'm kneeling at your feet.
Goodbye my lover.
Goodbye my friend.
You have been the one.
You have been the one for me.
I'm so hollow, baby, I'm so hollow.
I'm so, I'm so, I'm so hollow.

October 28, 2008

زخمه‌های ِ درد

کاش می‌شد
تمامی ِ دست‌نوشته‌ها
تمامی ِ عکس‌های ِ رنگ‌وروی‌باخته
تمامی يادگارهای ِ چينی و چوبی و کاغذی
و تمامی ِ يادهای ِ اندوخته از روزگار دور و نزديک را،
که چونان آيه‌های ِ خاکستری ِ درد
و آهنگ ناخوش و گوش‌خراش ِ سازی ناکوک
بر روح و جان زخمه می‌زنند،
در باران شست

تا نماند هيچ خط و هيچ نشان
از گذشته و رفته
از خرابه‌های ِ افسوس
از تپه‌های ِ پلشتِ و زرد دروغ

تا نماند هيچ
جز زلاله‌های‌ ِ خيس ِ باران
در گذرگاهِ رنجور تن و جان

September 30, 2008

تل ِخاکستر

شادمانی را تنها نياز
بهانه‌ای کوچک بود
رقص بلوره‌ی ِ برفی
بر سرسره‌ی ِ مهتاب
آواز شادمانه‌ی ِ باران
بر پنجره‌ی ِ پاييز
نسيم طلای ِ گل‌های يخ
بر امتدادِ سردِ زمستان
يا پای‌کوبی ِ گرسنه‌گنجشکان
بر ريزه‌های ِ نان

درد اما گسترده بود هزار ريشه
در جای‌جای ِ خاک
در گوشت و پوست
در همه يادهایِِ ِ بی‌رنگ
در همه برگ‌های ِ پوسيده

روکردم به ‌سبز بی‌انتها
به دوردستِ جنگل ِ آشنا
شايد بازيابم خويشتن ِخويش را
از سياهِ خاک، وز سبزينه‌های ِ مست
از برکه‌های ِ روان،‌ وز چشمه‌سارانِ ِ آوازخوان

افسوس که انبوهه‌ی ِ جنگل هم
به آتش نشست ناگاه
شبح تار و محو درخت
باز گم شد در تل ِخاکستر

July 2, 2008

پنجره‌ای در دوردستِ شب

خوکرده‌ام به شب و مهتاب
به سکوت و سکون ِ برگ‌ها
به تک‌چراغی روشن در دوردست
که نه نوری دارد و نه کورسويی
تک‌چراغی از پنجره‌ای در ناکجا

پنجره‌ای به باغ ِ کوچکی
در آن سویِ شب و روز
در آن‌سویِ بودن و نابودن
در قابِ پنجره
گلدان کوچکی‌است نهان

عطر سپيد ِ گل‌های دور
تازه‌ و زند‌ه‌تر از عطر هزار باغ
می‌پيچد در سکونِ شب
می‌پيچد در رويایِ مستِ شب‌گرد

ناگه ز آسمان
هزار ستاره می‌چکد
ستاره‌هايی تاب‌ناک و درخشان
ستاره‌ها می‌ريزند بر زمين
زمين پر می‌شود از ستاره
زمين پر می‌شود از گل و گل‌برگ
گل‌هایِ سپيد ِ ياس

خوکرده‌ام به شب
خوکرده‌ام به رهايی
خوکرده‌ام به رويایِ پنجره
خوکرده‌ام به ريزش ِ ستاره‌
خوکرده‌ام به بوييدن ِ ستاره
که مستی ِ شراب و عطرباغ
همه از خيال تو می‌رويد
همه از سپيد ِ دستان ِ تو می‌بويد


June 7, 2008

نفرين ِ زمين

زمين کم‌نفس و خسته
آه می‌کشد سنگين
می‌سوزد از درون
می‌پوسد وز برون

فرزندانِ زمين
زردند و بی‌نفس
دست‌هاشان همه آلوده
دست‌هاشان همه سياه

پریانِ سبز جنگل‌ها
جامه‌شان جابه‌جا سوخته
جامه‌شان به سيمان‌وقير آلوده
رنگارنگِ گل‌های ِ جامه
همه به چركابِ دود آغشته

می‌گذرند گه‌گاه
اين‌جا و آن‌جا
ابرهای سياه و سنگين
با چشمان سرخ و بغضی سخت
نمی‌بارند اما، بر وارونه‌گی شهردود
بغض ِخويش را می‌برند هم‌راه
تا دوردستِ پاکِ کوهسارها

الاهه‌ی آبی درياها
زلاله گم‌کرده‌ست سال‌ها
ماهيان بستر رودها
آلوده‌اند به پس‌آب کارخانه‌ها
آلوده‌اند به جيوه و روی
مردان ِ ماهی‌گير
تورهاشان پرست از جيوه
مردان ِ ماهی‌گير
زهرآبه می‌برند بر سر سفره

آسمان در پس ِ پرده‌ی ِ دود
ستاره‌گان را از ياد برده‌ست
کودکان زرد و زار و کم‌جان
در حسرت ديدنِ راهِ شيري
در حسرتِ بارش شهاب‌ها

کودکان با حسرت
نقش‌می‌نند بر سپيدی کاغذ
آسمانی‌ آبی، خورشيدی طلايی
رودخانه‌ای آبی با ماهيان سرخ
درکناره گل‌های چهارپر
نشسته بر سبز ِ روشن ِ چمن
کودکی با خطوط ساده و راست
سبک‌پای و شادمان
بادباکی گرفته بر دست
می‌دود در پی باد
کودکان نقش می‌زنند بر کاغذ
رنگين رويای ِ از دست‌ رفته

زمين سوگ‌وارست و لب فرو‌بسته
زمين بی‌نفس است و دگر خسته
زمين نفرين نکرد هرگز
نادان‌فرزندانِ ِ خويش را
فرزندانِ زمين سال‌هاست
زارند و بيمار و بی‌فردا
فرزندان زمين اما
می‌ميرند سخت و بی‌‌فرياد
کند و سنگين، آرام آرام!



May 24, 2008

کوچه‌باغ عشق

کوچه‌باغ عشق مه‌آلوده است
تن‌ها همه اثيری
خط‌وط گنگ و نرم و رازآلود
تن‌ها غرقه‌ی‌ ِ مه‌تاب
واژه‌واژه مخمل ِ رويا
عطر ياس و خوشه‌های ِ اقاقی
پيچيده در نم‌دار تن ِ رويا

بيرون کوچه‌باغ آفتابی تند جاری
خطوط تن‌ها: همه تند و خشک
نشانی نيست از عطر ياس‌ها
صداها خشک و يک‌نواخت
واژه‌ها سبک و بی‌معنا

در کوی ِ زنده‌گانی آفتابی سوزان
رنگ‌ها گرم و تند و براق
در کوی زنده‌گانی ابری نيست
در کوی زنده‌گانی پرچين‌ها خشک
دانه‌هایِ توت بر تن داغ ِ کوچه
شاخ‌سار ِ درختان خشکيده
تن ِ بوته‌ها در پرده‌های ِ دود
در کوی ِ زنده‌گانی عادت جاری است
و کسالت ِ کش‌دار روزمره‌گی،
روزمرگی را فرياد می‌دارد

کوچه‌باغ عشق
پيچيده در پرده‌هایِ گنگِ مه
خيس و نم‌دار، غنوده در رويا
اثيری و نرم، پر زمزمه‌‌ی ِخواب
در ريزش ِزلاله‌های ِ سيمين ِ مه‌تاب
در ميان خوشه‌های ِ اقاقی
بر بستر بهارنارنج و ياس
در باران شکوفه‌های ِ سيب
کوچه‌باغ عشق شناور در رمزوراز
وه!
کوچه‌باغ عشق چه هوايی دارد!